الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
33
الغدير ( فارسى )
- مردم همه ديدند و با وحشت خود را كنار كشيدند ، سپس راهها بسته شد و ميدانها پر از غلغله آمد . - و چون على به اژدها نزديك شد ، مردم قدمى پيش نهادند و همه در شگفت شدند . - على با اژدها به خشم و قهر سخن گفت ، نه مىترسيد و نه مىرميد . - تا به طرف درّه خيز برداشت و در آن خزيد و چون پنهان مىشد ، گفت : - من فرشتهام ، غضب خدا مرا بدين صورت مسخ كرد ؛ تو سرپرست مايى و دعايت مستجاب است . - رو به تو آوردم ، پس شفاعت كن نزد آن خدايى كه همگان سوى او روانند . - على دعا كرد ، رسول خدا آمين گفت و مردم همه گريستند . - دعا به هدف نشست و فرشته به آسمان بر شد ، چنان كه عقاب ، تيرآسا به آسمان رود . - پر طاوسى بر تنش روييد كه به زيور زر ناب ، گوهرآگين بود . - مىگفت : به خدا سوگند ، نجات يافتم به بركت خاندانى كه از خشم آنها آتش دوزخ فروزان است و نعيم بهشت براى دوستانش رايگان . - آرى ، آنهايند « خبر بزرگ » « 1 » و همانهايند كشتى نوح و شاهراه حقيقت ، چون وحى منقطع گشت . پيرامون شعر سخن محكم و درستتر اين است كه اين قصيده از ناشى است ، چنان كه ابن شهر آشوب در المناقب بدان تصريح كرده است . ابن خلكان از ابو بكر خوارزمى نقل مىكند كه ناشى در سال 325 به كوفه رفت و در مسجد جامع شعر خود را املا كرد . متنبى شاعر كه در آن وقت نورس بود و در مجلس او حاضر مىشد ، به هنگام املاى ناشى ، اين دو بيت از قصيدهء او را براى خود يادداشت كرد « 2 » :
--> ( 1 ) . ر ك : نبأ 78 / 2 . ( 2 ) . ترجمهء اين دو بيت ، پيش از اين گذشت . ( و )